نشت نشا، یا همان فرار مغزها

2009/04/26

سلام

(قرار نیست که تمام نوشته‌های وبلاگم در حوزهٔ کامپیوتر باشد!)

به‌تازگی به چند کتاب از یک نویسندهٔ واقعاً توانمند برخوردم. این نویسنده آقای «رضا امیرخانی» است. شاید اکثر آثار ایشان، داستان یا رمان باشد، که ایشان واقعاً یک رمان‌نویس متبحر هستند و ذهن خلاق و تخیل بسیار بالا و قدرت فضاسازی خوب و ادبیات قوی دارند. در ضمن رمان‌‌های ایشان بسیار آموزنده هستند، و با اینکه چندان اهل خواندن داستان مخصوصاً رمان (یا داستان غیرواقعی) نیستم اما کتاب «ارمیا» دید من را نسبت به رمان بسیار تغییر داد(تنها رمانی بود که تا آخر خواندم). «ارمیا» با باقی رمان‌ها بسیار متفاوت است.

اما اینها همهٔ توانمندی‌های ایشان نیست. آقای امیرخانی منطق بسیار قوی و قدرت بالایی در تجزیه و تحلیل مسائل و پدیده‌ها دارند. در ضمن من عقاید و تفکرات ایشان را بسیار با عقاید و تفکرات خودم سازگار و نزدیک دیدم.

از میان چند کتاب که از ایشان دیدم، کتابی با عنوان «نشت نشا» از همه برایم جالب‌تر و جذاب‌تر بود. این کتاب در مورد پدیدهٔ «فرار مغزها»، یا همان «مهاجرت نخبگان» است.(این کتاب بر خلاف بسیاری از آثار ایشان، رمان نیست). این کتاب ۱۰۲ صفحه‌ای را با اشتیاق تمام خواندم، یک تحلیل جامع و بسیار منطقی و به ‌دور از تعصب و افراط یا تفریط. با این که بسیار اهل نقد کردن هستم و در پذیرفتن مطالبی که می‌خوانم یا می‌شنوم سخت‌گیر و وسواسی هستم، اما از نقد این اثر عاجز ماندم و مطالبش بسیار بر دلم نشست.

به همهٔ دوستان پیشنهاد می‌کنم این کتاب را بخرند و مطالعه کنند.

نشت نشا (جستاری در پدیده‌ی فرار مغزها)

مؤلف: رضا امیرخانی (http://amirkhani.ir و http://www.ermia.ir)

ناشر: موسسهٔ انتشارات قدیانی

چاپ دهم: ۱۳۸۶ (چاپ اول: ۱۳۸۰)

قیمت: ۱۰۰۰ تومان

فهرست مطالب:

۰- نشت نشا! (پیش درآمد)

۱- روابط علی (نشت نشا، یک مسألهٔ کلان)

۲- کانون توطئه… (نمونه‌هایی از نگاه رایج خرد غیرمسأله‌ای به پدیده‌ی نشت نشا)

۳- در زمین که می‌کاریم؟ (با این کاشت و داشت و برداشت، نشت نشا یک امر طبیعی است)

۴- علم بومی… (تنها راه آب‌بندی نشت نشا)

۵- متدولوژی (نمونه‌ای از ترجمه‌ی ناموفق علم)

۶- باز هم متدلوژی (باز دست مریزاد به اهل ترجمه‌ی روش)

۷- علوم انسانی (عقب‌ماندگی جدی‌تر در علوم انساتی)

۸- علم و زنده‌گی! (آیا غربی‌ها علم بومی دارند؟)

۹- رپ یا انصار؟ (نمونه‌ای از نگاه بومی فراموش‌شده)

۱۰- زنده‌گی و علم! (مقدار مجاز فاصله‌ی شهر تا دانش‌گاه چه‌قدر باید باشد؟)

۱۱- نتایج دروغین نظام آموزشی (تنگ‌چشمان نظر به میوه کنند!)

۱۲- چه نباید کرد؟ (فرار مغزها به فرموده متوقف نمی‌شود!)

۱۳- تکریم (سازو‌کار تکریم درست)

۱۴- ارزیابی مستمر و حقیقی… (تنها سازو‌کار تکریم درست…)

۱۵- چه باید کرد (دو راه‌برد بلندمدت و میان‌مدت)

۱۶- سخن آخر (نجوایی با اهالی نشت نشا)

۱۷- مؤخره


Kilo, Mega, Giga…

2009/04/13

سلام

احتمالاً تا حالا شده یه هارد یا فلش بخرید! و احتمالاً بعد از خریدن و وصل کردن به کامپیوتر یه نگاهی به حجمش هم انداختید که مثلاً بجای هارد 120 یه هارد 60 گیگ بهتون نداده باشن! البته اگه اینقدرا اختلاف داشته باشه که می‌فهمید. ولی اگه بجای 120 گیگ 112 گیگ باشه ممکنه متوجه نشید، یا اینکه زیاد اهمیت ندید. یا وقتی که بجای یه فلش 8 گیگ یه فلش 7.4 گیگ تحویل بگیرید. یا خلاصه تقریباً 7 درصد کمتر از چیزی باشه که انتظار دارید! ممکنه هم این سوال براتون پیش اومده باشه که «پس بقیه‌ش چی شده؟». آیا شرکت سازنده به شما دروغ گفته یا کم‌فروشی کرده؟! یا اون جنس تقلبی هست؟! یا فروشنده‌ها و دلال‌ها وسط راه چند یه خورده‌ش رو کش رفتن؟!! پس علتش چیه؟!

دلیل خیلی دلیل ساده‌ای داره. در یک جمله بخاطر تفاوت 1000 با 1024 هست. در دنیای کامپیوتر کیلو معمولاً به معنای 1024 هست(نه 1000) و مگا هم 1024 کیلو. گیگا هم 1024 مگا، ترا هم 1024 گیگا…

اما ظاهرأ سازنده‌های حافظه، از این قاعده پیروی نمی‌کنن و بجای 1024 همون 1000 در نظر می‌گیرن. نمی‌دونم چرا. دلیل فنی داره یا دلیل اقتصادی(برای نفع خودشون)؟ ولی با یه حساب سرانگشتی میشه فهمید که حدوداً 7 درصد کمتر از چیزی میشه که ما انتظار داریم(و حجم اسمی اون هارد یا فلش هست). بصورت دقیق‌تر حجم واقعی میشه 0.9313 برابر حجم اسمی. حالا اگه تونستید خودتون این حساب سرانگشتی رو انجام بدید و عدد دقیقترش رو بهم بگید؟! 😀


Partition Table Structure

2009/04/09

سلام

خب این دو سه هفته مشغول بودم نتونستم وبلاگ رو آپدیت کنم. تصمیم گرفتم مواقعی که وقت یا حوصلهٔ نوشتن مطلب جدید رو ندارم، مطالبی رو که قبلاً تهیه کردم رو توی وبلاگ بذارم تا هم شاید به درد دوستان بخوره هم اینکه وبلاگم خاک نخوره!

چند ماه پیش می‌خواستم به یه بنده خدایی پارتیشن‌بندی رو درست و حسابی یاد بدم، برای همین یه نموداری رو درست کردم که ساختار پارتیشن‌بندی هارد رو در حالت‌های مختلف نشون بده. مخصصوصاً برای کسایی که میخوان لینوکس نصب کنن(اونم رو یه هاردی که ویندوز یا دیتا روش هست) درک کردن ساختار partition table خیلی کمک میکنه. متأسفانه حتی خیلی از لینوکس‌کارهای نسبتاً باتجربه هم ساختار Partition Table هارد رو درست درک نکردن و فرق بین Primary و Logical و Extended رو نمیدونن(حتی بعضی‌ها فرق بین Extended با فرمت ext3 رو نمیدونن). توصیه می‌کنم به این نمودار حسابی دقت کنید و برید توی بهرش تا ساختار Partition Table هارد رو درک کنید، چون زیربنای پارتیشن‌بندی درست همین هست، اگه اینو یاد بگیرید با هر ابزاری که دم دستتون باشه می‌تونید پارتیشن‌بندی کنید.

این مستطیل‌های افقی که می‌بینید(یازده تا) که از هم جدا هستن، هر کدوم یه هارد هستن، در واقع چند مثال از حالت‌های مختلف پارتیشن‌بندی هستن.

پارتیشن Extended ظرفی برای پارتیشن‌های Logical هست. در واقع Extended یه پارتیشن مجازی هست یعنی ما نمی‌تونیم ازش مستقیماً برای ذخیره‌سازی دیتا استفاده کنیم. در واقع ما فقط از پارتیشن‌های Primary و Logical برای ذخیره‌سازی دیتا استفاده می‌کنیم.

هر هارد حداکثر یک پارتیشن Extended میتونه داشته باشه(یعنی یا یدونه یا هیچی). و حداکثر 3 پارتیشن Primary میتونه داشته باشه(و حداقل هم یکی). البته اگه Extended (و در نتیجه Logical) نداشته باشید می‌تونید 4 تا Primary هم داشته باشید. اما هر تعداد Logical ها محدودیت نداره، به شرطی که یدونه Extended داشته باشیم، اونوقت هر تعداد که خواستیم می‌تونیم داخلش Logical بذاریم.

اگه هارد رو به یه اداره یا شرکت تجاری تشبیه کنیم، پارتیشن(های) Primary مثل مدیر(های) شرکت هستن، و پارتیشن Extended رو میشه به محل کار کل کارمندان شرکت تشبیه کرد که هر پارتیشن Logical مثل یکی از کارمندان شرکت هستن.

فرمت‌های مختلف پارتیشن مثل fat و fat32 و ntfs و ext2 و ext3 و reiserfs و… ربطی به نوع پارتیشن(Primary و Logical و Extended) نداره، یعنی یه پارتیشن چه Logical باشه چه Primary میتونه هر فرمتی(مثل ext3 و ext4 و fat32) داشته باشه. این فرمت‌ها نحوهٔ ذخیره‌سازی دیتا روی پارتیشن رو مشخص می‌کنن(پارتیشن Extended هم که گفتم مجازی هست و مستقیماً برای ذخیره‌سازی دیتا استفاده نمیشه پس براش فرمت تعریف نمیشه)

به قول فلاسفه نوع پارتیشن، خاصیت ذاتی پارتیشن هست(نمی‌تونه تغییر پیدا کنه). اما فرمت پارتیشن خاصیت عرضی هست(می‌تونه تغییر کنه).

یه پارتیشن رو میشه به راحتی فرمت کرد و فرمتش رو تغییر داد، ولی یه پارتیشن Logical رو نمیشه به Primary تبدیل کرد! یا بالعکس!

نکتهٔ آخر اینکه در روش اسم‌گذاری لینوکس، اسامی sda1 و sda2 و sda3 برای پارتیشن‌های Primary رزرو شده(البته Extended هم نوعی Primary هست)، یعنی اگه یدونه Primary هم داشته باشید(غیر از خود Extended)، پارتیشن بعدی(که باید Extended باشه) sda2 هست و Logical های داخلش اسامی sda5 و sda6 و… دارن.(یعنی پارتیشن‌هایی به اسم sda3 و sda4 وجود نداره)

دیگه بیشتر از این فکر نمی‌کنم نیاز به توضیح داشته باشه. ولی باز اگه جای مبهمی بود بگید.

موفق باشید